کانون علمی اقتصاددانان جوان ایران

تالار گفتمان اقتصادی
 
الرئيسيةالرئيسية  اليوميةاليومية  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ليست اعضاليست اعضا  گروههاي کاربرانگروههاي کاربران  ثبت نامثبت نام  ورودورود  

شاطر | 
 

 کشاورزان و دردهای نگفته

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
مشاور اقتصادی
دانش آموز
دانش آموز


تعداد پستها : 6
Join date : 2009-12-23

پستعنوان: کشاورزان و دردهای نگفته   الأربعاء يناير 06, 2010 11:21 am

باسمه تعالی
کشاورزان و دردهای پنهان نگفته
سر سفره های افطار و شام و نهار که می نشینیم ، نان و برنج و سویا ، سیب زمینی و پیاز و گوجه فرنگی ، نخود و لوبیا و عدس ، رب و ترشی و سبزی و بسیاری از مواد غذائی دیگر همه و همه حاصل دسترنج کشاورزان زحمت کشی است که من و شما از آن استفاده می کنیم.تهیه این مواد چند درصد از هزینه های زندگی ما را تشکیل می دهد ؟چه میزان از این محصولات را بی واسطه از کشاورز خریداری می نمائیم ؟ اصولا چند درصد از هزینه های پرداختی مصرف کنندگان این محصولات درآمد تولید کنندگان آن را که کشاورزان زحمت کش اما مظلوم می باشند تشکیل می دهد ؟ اختلاف بین پرداختی مصرف کنندگان و دریافتی تولید کنندگان به کجا می رود ؟
این روزها اگر پای درد دل کشاورزان بنشینی دردها دارند که نوشتن و پرداختن به همه آنها مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد و صبر ایوب می طلبد ! اما :«آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید » و لذا بر حسب رسالت ووظیفه نویسنده گی، اینبار پای درد دل این عزیزان نشسته و گوشه ای از مشکلاتشان را بیان میکنیم تا شاید ذکر آنها هرچند اگر گوش شنوائی نباشد،مرحمی باشد بر آلام دستهای پینه بسته ایشان. وشاید هم گوش شنوائی پیدا شود که در جهت رفع این مشکلات قدمی هر چند کوچک برداشته ویا برنامه ریزان اقتصادی جامعه و بخصوص برنامه ریزان بخش کشاورزی را به یک نگاه عمیق تروادارد.
10 تا 15 سال قبل گوجه فرنگی کیلوئی 80 تومان بوده و در سال 1388 نیز 80 تومان خرید و فروش می شود اما از یک طرف در 15 سال قبل دستمزد نیروی انسانی شاغل در بخش کشاورزی 500 تومان و قیمت کود و بذر و سم کمتر از یک دهم قیمت کنونی بوده است و در حال حاضر دستمزد نیروی انسانی به دوازده تا 15 هزار تومان در روز و هزینه تهیه کود و بذر و سم به بیش از 10 و حتی 15 برابر افزایش یافته است . و از طرف دیگر قیمت هر کیلو رب گوجه فرنگی که مواد اولیه اصلی آن را گوجه فرنگی تشکیل می دهد حدود 10 برابر نسبت به آن سالها افزایش یافته است !
10 سال قبل قیمت یک کیلو سیب زمینی 100 تومان بوده و در حال حاضر نیز از کشاورز به 100 تا 120 تومان خریداری می شود اما یک چیپس 100گرمی که با استفاده از یک دانه سیب زمینی تولید می شود 500 تومان به فروش می رسد . درد ناکتر از همه اینها این است که همان کشاورز وقتی می بیند محصولی که از وی به 80 تا 100 تومان خریداری شده به 400 تا 500 و در برخی مقاطع زمانی خاص تا 1000تومان نیز بفروش می رسد جز آه و افسوس چیزی نصیبش نمی شود .چون نمی داند درد دلش را با چه کسی باید در میان بگذارد ؟
همین درد در زمینه خربزه و هندوانه و خیار و سبزی و..نیز وجود دارد اما این مشکلات فقط مخصوص محصولات زراعی و جالیزی نیست ودر زمینه محصولات باغی نیز دردها بسیار است . اما کشاورز خسته و دلشکسته که فروش محصولاتش جبران هزینه هایش را نیز نمی کند ،سال زراعی جدید را دوباره با امید و دلبستن به لطف خدا (ونه بندگانش) شروع کرده و دست به کشت و کار می زند تا شاید فرجی باشد و در سال زراعی جدید چیزی مازاد بر هزینه های تولید نصیبش گردد، اما افسوس که این سال نیز سرما و سرما زدگی از یکطرف و خشکسالی و آفت های جور وا جور از طرف دیگر این فرصت را نیز از او می گیرد و اینگونه می شود که واسطه ها هر سال بیشتر از سال قبل گلوی او را که در برای پرداخت هزینه های تولیدش درمانده است می فشارند و او که چاره ای جزء قبول ندارد مجبور می شود محصول خود را به هر قیمتی بفروشد و یا آنکه از جمع کردن آن صرف نظر کند .
حال کافیست بر این مشکلات، بی تدبیری مسئولین امر در زمینه اجرای سیاستهای غلط و واردات محصولات مشابه خارجی را نیز اضافه کنیم . براستی چه کسی باید به درد دل کشاورزان توجه کند .وظیفه مسئولین امر در این زمینه چیست؟ آیاجهاد کشاورزی ، شرکتهای تعاونی روستائی و سازمان بازرگانی در این زمینه نقشی ندارند ؟ وقتی محصول تولیدی کشاورز به 5 برابر قیمت خریداری شده ،به مصرف کننده بفروش می رسد چه کسی باید پاسخگو باشد ؟ آیا نمی شود در فصل برداشت با خرید تضمینی محصولات فاسد شدنی که امکان نگهداری آنها برای کشاورزان وجود ندارد ،هم از افت قیمت غیر واقعی آنها برای کشاورزان جلوگیری کرد و هم در مقاطع مورد نیاز، با ارائه آن به بازار از افزایش قیمتهای بی رویه این محصولات جلوگیری نمود ؟
چرا سازمان بازرگانی بر عملکرد واسطه هایی که در مراکز تولید مستقر شده و به هر شکلی که می خواهند بر روی محصول کشاورز قیمت می گذارند نظارت نمی کند . چرا باید گوجه فرنگی به 80 تومان توسط واسطه از کشاورز خریداری شده و بدون ذره ای افت در کمیت و کیفیت ،چند قدم آنطرف تر به 150 و یا 180 تومان به کارخانه دارتحویل داده شود ؟ آیا سهم کشاورزی که برای بدست آوردن آن محصول ماهها زحمت کشیده و خون دل خورده با واسطه ای که کمتر از 2ساعت زحمت می کشد یکسان است ؟ بر اساس کدام قانون نا نوشته کارخانه دار بایدمحصول کشاورز را فقط از طریق واسطه خریداری نماید ؟ اگر واسطه ها پول کشاورز را که چکهای 3 الی 4 ماهه به آنها می دهند، پرداخت نکرد چه کسی به فریاد کشاورز رسیدگی خواهد کرد ؟ آیا حق اواز این همه زحمت دادگاه و پاسگاه گشتن است؟ اصولا آیا او چنین فرصتی را دارد؟ وقتی سازمان تعزیرات حکومتی در اعتراض کشاورز به جریمه 10000 تومانی کار نکرده اش که در غیاب او برایش بریده شده و دستور حکم جلبش را در صورت عدم پرداخت صادر نموده است، پیشنهاد گرفتن وکیل را به او می دهد چه روزنه امیدی برای کشاورز باقی می ماند؟ !
آیا نمی شود کشاورزان را در جهت کاشت محصولات مختلف و سطح زیرکشت مطلوب و مورد نیاز جامعه راهنمائی و کمک کرد . براستی اگر کشاورزان به لطف خدا امیدوار نبوده و دست از کشاورزی می کشیدند تکلیف مصرف کنندگان و جامعه چه می شد ؟ آیا می شود نیاز کشور 70 میلیونی را با پرتغالهای چینی و نارنگی های پاکستانی و سیبهای مصری 3000تومانی پاسخ گفت ؟ !
به هر حال درد ها در این بخش بسیار زیاد است و امیدواریم که این مختصر جرقه ای باشد در ذهن برنامه ریزان مختلف و متولیان امر تا حد اقل برای سالهای زراعی آینده قدری مسئولانه تر با موضوع کشاورزان برخورد نمایند . به امید آن روز
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
amin-bahmani
دانش یار
دانش یار


تعداد پستها : 55
Join date : 2009-12-15
Age : 33

پستعنوان: ریشه یابی   الخميس يناير 07, 2010 6:52 am

درورد بر استاد و دوست عزیزم جناب آقای نیکدل
اشارات کاملاً به جا و شایسته ای بود. اگر چه خود بخش کشاورزی بسیار وابسته به بخش های دیگر است و قیمت محصولات آن به علت تفاوت ماهوی با تولیدات بخش صنعت نوسانات قیمتی زیادتری دارند، ولی چنانکه شما هم اشاره کردید، در ایران این نوسانات متأثر از سیاستگذاری های اشتباه و گاه به دلیل بی سیاستی و نبود برنامه بسیار بیشتر و معمولاً به ضرر کشاورزان بوده است.
در جستجوی دلیل این امر، چند وقت پیش مطالعه ی میدانی و گذرا (البته برای تحقیق در مورد چیز دیگری) در مزارع گوجه فرنگی استان بوشهر انجام دادم، چیزی که آنجا مشاهده کردم کشت بیش از حد و زیر کشت رفتن زمین های نامرغوب تر بود، نتیجه آن تولید بیشتر با کیفیت متوسط کمتریست. اینکه چرا کشاورزان به کشت گوجه فرنگی در این سطح دست زده اند، چندان هم بر ما پوشیده نیست. هیچ محصول دیگری در استان بوشهر به اندازه ی گوجه فرنگی کشت و تجربه نشده است. به دلیل افزایش جمعیت و فعالیت های ترویجی فوق العاده مخرب سازمان جهاد کشاورزی، کمک های نابخردانه و چشم بسته برای مکانیزاسیون ، مازاد تولیدی در این بخش به وجود آمده است که حتی همان دلالان هم قادر به جذب آن نیستند. در حال حاضر هم کشاورزان به دلیل کاهش کیفیت و افزایش کمیت کاملاً درمانده شده اند، گوجه فرنگی های نامرغوب و بعضاً حتی نیمه مرغوب را از ترس اینکه مشتریان نبینند، زیر خاک معدوم می کنند.
خلاصه اینکه من بزرگترین دلایل در قیمت پایین محصولات کشاورزی برای کشاورز راسه عامل 1.تولید بالا در محل تولید بعلاوه 2.نقش واسطه ها و 3.سیاست های اشتباه که من نام آن را ضعف سازه های ترویجی - سیاستی می نامم. دو مورد آخر را شما در تحلیلتان مورد اشاره قرار داده اید. بنابراین من فقط مورد اول را کمی بازتر بیان می کنم. انشاالله در یک مقاله ی مجزا روی دو مشکل دیگر هم بحث خواهیم داشت.
تولید بالا نمی تواند ذاتاً چیز بدی باشد، ولی وقتی با ناکارامدی سیستم توزیع توام شود، بزرگترین مشکل ماست، درحقیقت تمام مشکلات به نوعی به کمبود تقاضا (منظور ما همان خریداران مستقیم محصول است که بنگاه های باربری و دلالان از آن جمله هستند) برمی گردد. مشکل تقاضای پایین همان چیزیست که کینز به آن اشاره کرد، با این تفاوت که کینز تقاضای کل یعنی تقاضای کلان را در نظر داشت و ما تقاضای بخشی را در نظر گرفته ایم. آنجا کینز تحریک تقاضا را درمان عنوان کرد در حالیکه ما در اینجا اینکار را نمی توانیم این پیشنهاد را روی میز قرار دهیم به دلیل آنکه اولاً سیستم های حمل و نقل ما ناقص و دارای ظرفیت پایینی هستند، ثانیاً دولت بزرگ ما (سیاسی نشه یه وقت؛ منظورمان اندازه است ) سیاست های نامتجانس و ناموزونی را به کار میگیرد که تقاضا را موهوم میکند و ثالثاً ساختمان بازار محصولات کشاورزی در ایران هنوز نیم ساز است و شاید اصلاً درک نکند افزایش تقاضا چیست. Neutral
فکر میکنم اولین مسائلی که باید به آن ها بپردازیم مشکلاتیست که در پاراگراف قبل ذکر شد.
امین بهمنی - کارشناس ارشد اقتصاد کشاورزی
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
کشاورزان و دردهای نگفته
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
کانون علمی اقتصاددانان جوان ایران :: اقتصاد خرد :: اقتصاد کشاورزی-
پرش به: