کانون علمی اقتصاددانان جوان ایران

تالار گفتمان اقتصادی
 
الرئيسيةالرئيسية  اليوميةاليومية  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ليست اعضاليست اعضا  گروههاي کاربرانگروههاي کاربران  ثبت نامثبت نام  ورودورود  

شاطر | 
 

 قرض الحسنه و راهبردهای توسعه اقتصادی(بخش اول- مقدمه و بیان مفاهیم)

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
amin-bahmani
دانش یار
دانش یار


تعداد پستها : 55
Join date : 2009-12-15
Age : 33

پستعنوان: قرض الحسنه و راهبردهای توسعه اقتصادی(بخش اول- مقدمه و بیان مفاهیم)   الإثنين فبراير 01, 2010 10:00 am

مسأله توسعه بيش از نيم قرن است كه اذهان انديشمندان و سياستگذاران را به خود معطوف نموده است و در مراكز علمى مباحث نظرى و كاربردى نيل به آن مورد كنكاش قرار گرفته و مى‏گيرد. در ادبيات مربوط به توسعه، نتيجه تلاشهاى انديشمندان و دولتمردان به استراتژيهاى توسعه شهرت يافته است.
بنابراين، نهادهاى موجود در جامعه نيز بايد، ضمن تعامل با يكديگر، در چارچوب استراتژى معين، در جهت دستيابى به هدف مطلوب حركت نمايند، اين نوشتار به بررسى نقش قرض الحسنه (به عنوان يكى از نهادهاى موجود در جوامع اسلامى) در راهبردهاى مختلف توسعه اقتصادى مى‏پردازد.
پيشينه نهاد قرض الحسنه به سابقه زندگى اجتماعى انسانها برمى‏گردد. در ادبيات به ارث رسيده از تمدنهاى گذشته، ربا به شدت نكوهش شده و در مقابل وامهاى بى بهره (قرض الحسنه) و كم بهره مورد تأكيد و تشويق قرار گرفته است. از اين رو با توجه به سابقه ديرينه اين نهاد، در جوامع اجتماعى و زمينه‏هاى رشد و گسترش آن در جوامع اسلامى، انتظار مى‏رود، بررسى نقش اين نهاد در راهبردهاى توسعه اقتصادى، گامى در جهت تقويت ادبيات نظرى موجود و زمينه ساز استفاده بهينه از آن در مقام اجراى سياستهاى اقتصادى باشد.
مفهوم قرض‏الحسنه
اصطلاح قرض‏الحسنه در كشور ايران و در ميان فارسى زبانان از خواص و عوام معروف است و بطور شايع استعمال مى‏شود. معادل عربى تركيب قرض‏الحسنه، القرض‏الحسن است. چنانكه برخى از كتابهاى لغت نيز به آن تصريح كرده‏اند.(جر: 2/1628) «مقصود از القرض‏الحسن هم آن است كه از مال حلال بوده و منّت، اذّيت و ربا را به دنبال نداشته باشد. اما مقصود از قرض‏الحسنه دادن به خدا، صدقه‏اى است كه با نيت پاك و صرفا به خاطر خدا داده شود» و مى‏توان گفت، «همه اعمال نيك، اعم از بدنى و مالى، قرض‏الحسنه‏اى هستند كه به خدا تحويل داده مى‏شوند و او در مقابل پاداش خواهد داد.»(قرشى: 5/307) متشرعين نيز قرض صحيح غير ربوى بين انسانها را با تأسّى از قرآن كريم، قرض‏حسن و قرض‏الحسنه ناميده‏اند.
قرض الحسنه از عقود معوضه است كه به واسطه آن مالى از ملكيت قرض دهنده خارج و به قرض گيرنده منتقل مى‏شود و در مقابل ذمّه قرض گيرنده، به بازپرداخت عين يا مثل يا قيمت آن مال، مشغول مى‏شود. در ماده 648 قانون مدنى ايران نيز چنين آمده است: «قرض عقدى است كه به موجب آن احد طرفين، مقدار معينى از مال خود را به طرف ديگر تمليك مى‏كند، كه طرف مزبور مثل آن را از حيث مقدار و جنس و وصف ردّ نمايد و در صورت تعذّر ردّ مثل، قيمت يوم الرّد را بدهد.»(1)
از اين رو در اين نوشتار مقصود از قرض‏الحسنه، قرض صحيح شرعى و غير ربوى است كه گاهى به صورت مطلق - قرض - آمده و در برخى موارد وصف «الحسنه» به آن اضافه شده است و هر گاه مقصود غير آن باشد به صورت روشن، مقيد خواهد شد؛ نظير قرض ربوى. البته بايد توجه داشت كه نگاه به قرض‏الحسنه به عنوان يك رفتار اقتصادى، بر خواسته از انگيزه‏هاى ايمان، ايثار، گذشت و نوع دوستى است.
جايگاه قرض‏الحسنه
ظهور و بروز هر رفتارى، از جمله رفتارهاى اقتصادى، ناشى از انگيزه‏هاى درونى انسانها مى‏باشد و جايگاه هر رفتار در مقايسه با ساير امور مشابه آشكار مى‏گردد. از اين رو براى تبيين قرض‏الحسنه، رفتارهاى اقتصادى مورد نظر را از ديدگاه عرضه كنندگان و متقاضيان وجوه به صورت مستقل بررسى مى‏كنيم.
الف: از منظر عرضه كنندگان وجوه اصولاً با توجه به انگيزه‏هاى عرضه كنندگان وجوه و سرمايه، رفتارهاى اقتصادى را مى‏توان به دو گروه تقسيم نمود: 1- رفتارهايى كه به انگيزه سود ابراز مى‏شوند. مانند بيع (خريد و فروش)، اجاره، مشاركت، مضاربه و... 2- رفتارهايى كه ايثار عامل اصلى تحقق آن است. مانند: انفاق، صدقه، وقف، هبه، عاريه، قرض‏الحسنه و....
ناگفته پيداست كه قرض‏الحسنه با رفتارهاى اقتصادى نوع اوّل، از منظر عرضه كننده، تفاوت جوهرى دارد. چون در بيع مالى با مال ديگر مبادله مى‏شود و هر طرف سعى مى‏كند تا مالى را كه به دست مى‏آورد - لااقل در نظر و مطلوبيت خاص خودش - از آنچه از دست مى‏دهد با ارزش‏تر باشد.
گر چه در قرض‏الحسنه و اجاره، طرف مقابل را بر مال خود مسلط مى‏كنند، تا از منافع آن استفاده نمايد و به همين دليل در فرانسه، مقرض را مؤجر النقود (Bailleur de founds) مى‏نامند، امّا تفاوت آنها ذاتى است، چون در اجاره، مؤجر نه تنها مال را از ملكيت خود خارج نمى‏كند، بلكه به انگيزه دريافت حق الاجاره به اين رفتار اقتصادى مبادرت مى‏ورزد. در حالى كه قرض دهنده مال را به ملكيت مقترض در مى‏آورد و درجستجوى سودى نيست و صرفا عين مال يا مثل يا قيمت آن را در آينده طالب است و با اين رفتار سودى عايد او نمى‏شود، بلكه با اتكاء به ارزشها و اعتقادات خويش از استيفاء منافع و هزينه فرصت آن كالا در طول مدت قرض، صرف نظر مى‏كند.
قرض‏الحسنه با مشاركت، مضاربه و مانند آنها نيز فرق جوهرى و ذاتى دارد. انگيزه اصلى در همه اين قراردادها بهره‏مندى از سود بيشتر (لااقل در نظر طرفين قرارداد) مى‏باشد. ولى در قرض‏الحسنه هيچ شائبه‏اى براى برخوردارى از سود وجود ندارد. چون سود در آن، نه تنها موجب حرمت (و به نظر برخى موجب بطلان) معامله مى‏گردد، بلكه ماهيت آن را عوض نموده و آن را به معامله ربوى تبديل مى‏كند.
در مقايسه قرض‏الحسنه و قراردادهاى نوع دوم مى‏توان گفت: عرضه كننده صدقه و انفاق نه تنها منتظر برخوردارى از سود دنيوى نيست، بلكه از اصل نيز، در راه ارزشها و اعتقادات خويش صرف نظر مى‏نمايد. اين رفتار موجب رفع نيازهاى بخش مهمى از نيازمندان جامعه مى‏شود. ميزان تحقق اين رفتار تابعى از حاكميت ارزشهاى اخلاقى در آن جامعه مى‏باشد. قرض نيز مانند صدقه، انفاق وهبه غير معوضه(2) وسيله‏اى براى تعاون اجتماعى است. عرضه كنندگان اين تسهيلات، با اتكاء بر اعتقادات و ارزشهاى مورد قبول خود، بخشى از نيازهاى درونى خويش را ارضاء مى‏كنند.
عاريه نيز رفتارى شبيه قرض‏الحسنه است كه «به موجب آن احد از طرفين به طرف ديگر اجازه مى‏دهد كه از عين مال او مجانا منتفع شود.»(ق.م: ماده 635) ولى تمليكى بودن قرض‏الحسنه آن را به كلى از مفهوم عاريه دور ساخته است. چون در قرض‏الحسنه ملكيت منتقل مى‏شود و مقترض بايد مثل يا قيمت آن را در پايان وقت مقرّر بازگرداند. ولى در عاريه مال به عاريه گيرنده تسليم مى‏شود تا از آن منتفع گردد و در وقت مقرّر عين آن را پس دهد. بنابراين، عاريه تنها در مورد اموالى است كه انتقال آن با بقاى عين ممكن باشد و در اثر بهره‏بردارى از بين نرود.
ب: از منظر متقاضيان وجوه بطور كلى، متقاضيان وجوه و تسهيلات را مى‏توان به سه گروه كلى تقسيم نمود: 1- كسانى كه علاوه بر اصل پول، توانايى باز پرداخت سهمى از سود حاصله را نيز دارند. 2- كسانى كه صرفا توانايى باز پرداخت اصل پول را دارا هستند. 3- كسانى كه نه تنها توانايى باز پرداخت سود را ندارند، بلكه نمى‏توانند اصل پول را نيز بازگرانند.
نظام اقتصادى اسلام، با اذعان به وجود سه گروه مذكور، رفتارهاى مناسب آن را امضاء يا تأسيس كرده است. متقاضيان گروه اول كه اغلب از وضعيت درآمدى مناسبى برخوردارند و اين گونه تسهيلات را عموما در سرمايه گذاريهاى متوسط و بزرگ به كار مى‏گيرند، به سوى مشاركت، مضاربه و ... هدايت مى‏شوند. براى متقاضيان گروه دوم كه اغلب براى نيازهاى مصرفى و سرمايه گذاريهاى كوچك توليدى و خدماتى به اين تسهيلات نيازمندند، قرض‏الحسنه، امضاء و تأكيد گرديد. براى مقاضيان گروه سوم، انفاقات واجب (زكات و...) و مستحب (صدقات مستحب و...) تشريع و تأكيد شده است.
بنابراين تفاوت قرض‏الحسنه با رفتارهاى گروه اول (مشاركت، مضاربه و...) از اين منظر نيز تفاوتى جوهرى و ذاتى است. در واقع قرض‏الحسنه ناظر به رفع نيازهاى تسهيلاتى گروه اول نيست و با شفافيت اطلاعات و تقيّد هر چه بيشتر متقاضيان به احكام اسلامى، عملاً اين گروه در زمره متقاضيان قرض‏الحسنه قرار نخواهند گرفت و در نتيجه بخش عظيمى از متقاضيان موجود قرض‏الحسنه كاسته خواهد شد.
تفاوت قرض الحسنه با رفتارهاى گروه سوم نيز، كاملاً هويداست. انفاقات و صدقات واجب و مستحب مختص كسانى است كه، چنان نيازمندند كه توانايى باز پرداخت اصل مال را نيز ندارند. با تقويت اعتقادات و شفاف شدن اطلاعات و حتى توجه بيشتر به كرامتهاى انسانى مى‏توان، متقاضيان واقعى اين نوع تسهيلات را از سايرين متمايز نمود و ديگران را با توجه به وضعيت آنان، به سوى قرض‏الحسنه يا مشاركت و مضاربه و... هدايت كرد.
البته انتظار مى‏رود كه عرضه كنندگان و متقاضيان تسهيلات، به صورت قرض‏الحسنه بيش از صدقه و انفاق راغب باشند؛ چون عرضه كننده مى‏داند، مثل آنچه را كه وام داده به او برخواهد گشت و نيازمند نيز بى آن كه در گرو ترحّم و تلطّف ديگرى باشد و منتى را بردوش كشد نيازش برآورده مى‏شود. در متون اسلامى نيز قرض دادن در زمره عبادات شمرده شده و حتى در برخى موارد از صدقه برتر دانسته شده است. (ر.ك: نجفى: 25/4) صدقه و كمكهاى بلاعوض به مفهوم عام، اگر چه مورد تأكيد قرار گرفته و عملى پسنديده مى‏باشد، اما ممكن است، در مواردى از سوى دريافت كنندگان كه همه شرايط اعطاء و قبول را ندارند، استفاده صحيح نشود و يا احيانا مورد سوء استفاده قرار گيرد كه همين امر از عوامل ترجيح قرض‏الحسنه بر صدقه شمرده شده است. (ر.ك: نورى: 13/395) صدقه اگر چه مشكل فرد را حل مى‏كند، ولى او را براى فعاليت و بازپرداخت آن تحريك نمى‏نمايد. ولى گيرنده قرض‏الحسنه ناگزير به تلاش و فعاليت براى بازپرداخت آن است كه خود باعث گردش وجوه و «امكان استفاده مجدد آن به صورت قرض‏الحسنه» (ر.ك: مرواريد: 15/67؛ نجفى: 25/4) خواهد شد.
البته تفسير كلمه «معروف» در آيه شريفه 114 سوره نساء به قرض‏الحسنه (ر.ك: مرواريد: 15/67) بيانگر آن است كه قرآن، قرض‏الحسنه را قرين صدقه قرارداده است و در واقع قرض‏الحسنه در رفع نياز متقاضيان مكمل صدقه است و نبايد از نظر دور داشت كه صدقه و انفاق مطلوب‏ترين رفتار اقتصادى براى رفع نياز گروه سوم متقاضيان تسهيلات است. ادامه دارد ...
مولف:محمد حبیبیان نقیبی http://www.tebyan.net
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
mina
Admin


تعداد پستها : 11
Join date : 2009-12-13

پستعنوان: پاسخ   الخميس مارس 04, 2010 2:54 am

من متوجه نمیشم چه اصراریه که این همه به عربی همه چیز نوشته بشه.
آدم اول باید یه دوره کامل ادبیات عرب بگذرونه بعد بیاد این چیزا رو بخونه.
cheers cheers cheers
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://economics.talk-forums.com
 
قرض الحسنه و راهبردهای توسعه اقتصادی(بخش اول- مقدمه و بیان مفاهیم)
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
کانون علمی اقتصاددانان جوان ایران :: اقتصاد میانه :: اقتصاد اسلامی-
پرش به: